امروزه بسیاری از نظریهپردازان و صاحبنظران علوم ارتباطات بر این عقیدهاند كه مهارتهای ارتباطی نقش بسیار مهمی در موفقیت انسان چه در زندگی كاری و اداری و چه در زندگی شخصی آنان دارد. به جرات میتوان ادعا كرد كه یكی از مهمترین دلایل شكستهایی كه انسان در زندگی خود با آن مواجه میشود این است كه قبل از اتخاذ تصمیم و مبادرت به انجام یك كار (انتخاب شغل، ازدواج، تربیت فرزند و امثال آن) سعی نكرده است كه مهارتهای ارتباطی و رفتاری لازم برای انجام آن كار را كسب كند.
شخصیتهای خودشیفته و ارتباطات

امروزه با وجود افزایش نفوذ اینترنت در میان جامعه و گسترش سطح دسترسی ها بسیاری از والدین همیشه نگران این نكته هستند كه بتوانند فرزندان خود را به طور كامل مدیریت كنند. نه تنها اینترنت بلكه خود سیستم های رایانه ای هم می توانند گاهی به جای مفید بودن نتیجه عكس داشته باشند و گاهی هم مضر شوند.
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار
نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع
به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود
پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در
حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن.
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که
حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵
ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد
زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند. زوج جوان
پسر را با دلسوزی نگاه میکردند.باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان
چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر
نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از
مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه
نمیکنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر
من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند...
دویست سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند . آن دو همان جا از هم جدا شدند . دوست ترسویی که به بالای درخت رفته بود تا انتهای جنگل می دوید و از ترس زوزه می کشید .
خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت .
دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت ، چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد . دوست دیگر گفت : خرس به من گفت : با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند . به قول حکیم ارد بزرگ : «دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است» .
پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ،
کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر
گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

آخرین پست ها