تبلیغات
اساس تربیت - دو داستان عبرت انگیز وزیبا(دوست باوفا-ازدواج بادختر كشاورز)

صبر وشکیبایی اساس تربیت است.

دو داستان عبرت انگیز وزیبا(دوست باوفا-ازدواج بادختر كشاورز)

تاریخ:پنجشنبه 3 شهریور 1390-03:38 ق.ظ

داستان

دوست باوفا

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره دیگری سیلی زد.
دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت: امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد.
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.



 

ناگهان شخصی که سیلی خورده بود؛ لغزید و در آب افتاد تا جایی که نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.
بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت؛ یر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد.
دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟!
دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد؛ باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.

 

ازدواج با دختر کشاورز

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر كشاورزی بود.
كشاورز گفت برو در ان قطعه زمین بایست.من سه گاو نر را آزاد می كنم اگر توانستی دم یكی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول كرد.در طویله اولی كه بزرگترین بود باز شد . باور كردنی نبود بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی كه در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می كوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشید تا گاو از مرتع گذشت.دومین در طویله كه كوچك تر بود باز شد.گاوی كوچك تر از قبلی كه با سرعت حركت كرد . جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش كنم چون گاو بعدی كوچك تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همان طور كه فكر می كرد ضعیف ترین و كوچك ترین گاوی بود كه در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگیرد...

اما.........گاو دم نداشت!!!!

 

نكته اخلاقی اینكه :
زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممكن است كه دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود.برای همین سعی كنیم كه همیشه فرصت ها را دریابیم و به راحتی و به امید این که فرصت بعدی بهتر است آن را از دست ندهی.

 

 

 



نوع مطلب : داستان آموزنده 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain during running
سه شنبه 6 تیر 1396 07:21 ب.ظ
Right here is the right site for anybody who hopes to find
out about this topic. You understand so much
its almost tough to argue with you (not that I actually will
need to?HaHa). You certainly put a brand new spin on a subject that's been written about for a long time.

Wonderful stuff, just wonderful!
http://rosalinevanroekel.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:47 ق.ظ
Normally I do not read post on blogs, however I wish to say that this write-up very pressured me to take a look at and do it!
Your writing taste has been surprised me. Thank you, very nice post.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:31 ق.ظ
Greetings, I do think your web site might be having web browser compatibility issues.
Whenever I take a look at your site in Safari, it looks fine however, when opening in I.E., it's got some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up!
Besides that, wonderful site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین



ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان
p30java ابزاروبلاگ
ابزار وب
پرینت
داستان روزانه