صبر وشکیبایی اساس تربیت است.

داستان تخم مرغ

تاریخ:پنجشنبه 14 مهر 1390-07:27 ب.ظ

در آوریل سال ۱۴۹۳ ، کریستف کلمب پس از کشف دنیای جدیدش(قاره آمریكا)

 درحال صرف شام با مردان اسپانیایی بود که یکی از آنان گفت : ارباب
حتی اگر شما هم این قاره جدید را کشف نکرده بودید ، در این جا یعنی
اسپانیا ، که سرزمین غنی از مردان بزرگ و با لیاقت در گیتی شناسی
و ادبیات است ، شخصی پیدا می شد که ایده ای مشابه با نتیجه ای
مشابه داشته باشد .
کریستف کلمب غرورش جریحه دار شد ولی برای جواب دادن عجله
نکرد . در آن لحظه خواست تا تخم مرغی برایش بیاورند .

سپس آن را روی میز گذاشت و گفت : آقایان ، شرط می بندم که هیچ

کدام از شما نمی توانید این تخم مرغ را در حالت ایستاده روی میز قرار

دهید . البته همان طوری که من این کار بدون هیچ کمکی انجام خواهم

داد .


همگی تلاششان را برای نگه داشتن تخم مرغ روی سطح پهن تر آن کردند . ولی بیهوده بود . بعد رو به آقای کلمب گفتند : غیر ممکن است . غیر ممکن !!!

کریستف کلمب تخم مرغ را از آنها گرفت ، ضربه کوچکی به انتهای آن

زد و ترک کوچکی در آن قسمت ایجاد کرد ، که به واسطه آن توانست

تخم مرغ را روی میز در حالت ایستاده نگه دارد . میهمانان گفتند :

مطمئناً هر کسی می توانست با یک ضربه و ایجاد ترک در انتهای تخم

مرغ آن را در این وضعیت قرار دهد .


آقای کلمب گفت : هر کسی می توانست ولی هیچ کس این کار را

نکرد . در مورد کشف دنیای جدید من هم همین طور است ، هر کسی

می توانست آن را کشف کند ، ولی هیچ کس به آن فکر هم نکرد !


این حکایت بیانگر این امر است که حتی اگر ما قادر به انجام کارهای

بزرگ هم باشیم ، تعداد کمی از ما به فکر استفاده از استعداد و

نیروهایمان برای انجام آن کارهای بزرگ می افتیم .


حالا شما چه کار بزرگی باید انجام دهید ؟ به همان فکر کنید !

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین



ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان
p30java ابزاروبلاگ
ابزار وب
پرینت
داستان روزانه



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic