تبلیغات
اساس تربیت - جوان و بحران هویت
 
اساس تربیت
صبر وشکیبایی اساس تربیت است.
پنجشنبه 18 آبان 1391 :: ابوالفضل خوران

در دوره نوجوانى و جوانى، اساسى‏ترین تحولات زندگى انسان از طریق شكوفایى اصیل‏ترین نیازها به وقوع مى‏پیوندد. از میان همه این احساس نیازها،

نیاز به برخوردارى از یك هویت مستقل، بیش‏ترین تاثیر را در سرنوشت افراد و درنتیجه در سرنوشت جوامع بشرى دارد.

جوان در این برهه از زندگى، به موازات احساس نیاز به داشتن یك هویت مستقل، از نظر ذهنى نیز دچار یك تحول بى‏سابقه مهمى مى‏شود. ارزش‏هاى نسبتا ثابت دوره كودكى فرو مى‏ریزد، بدون این‏كه نظام فكرى و ارزشى خاصى جایگزین آن شود، در نتیجه، جوان با یك بحران فكرى و فرهنگى بزرگى مواجه مى‏گردد. چون نه همچون گذشته از طریق همانندسازى رفتار و عملكردهاى خود به دیگران، مى‏تواند به اعمال خود نظام منسجمى بخشد و نه از ایده و نظام فكرى و ارزشى مستقلى برخوردار است تا در هر مورد مستقلا تصمیم‏گیرى خاصى داشته باشد. در چنین موقعیتى، اگر جوان از شرایط مناسب فكرى و روحى و روانى نیز محیط فرهنگى و آموزشى شایسته‏اى برخوردار نباشد، در گزینش مسیر درست و انتخاب هویت واقعى دچار مشكل مى‏گردد.

بحران هویت

از عدم توانایى فرد در تحصیل هویت انسانى، با تعابیر مختلفى یاد شده است. برخى از صاحب‏نظران از آن با تعبیر «گم كردن خویش‏» یا «از خود بیگانگى‏» یاد مى‏كنند. و روان‏شناسان از این حالت اغلب تحت عناوینى چون: «آشفتگى هویت‏»، «اختلال هویت‏» و «بحران هویت‏» یاد مى‏كنند و در توصیف آن مى‏گویند: «بحران هویت عبارت است از عدم توانایى فرد در قبول نقشى كه جامعه از او انتظار دارد.» (1) به اعتراف همه صاحب‏نظران، جدى‏ترین بحران در طول زندگى انسان در خلال شكل‏گیرى هویت او رخ مى‏دهد; چون شخصى كه فاقد یك هویت متشكل قابل قبولى باشد در طول زندگى با مشكلات بسیار زیادى روبه‏رو خواهد شد. چنین شخصى در درجه اول از حقیقت وجودى خود و استعداد و توانمندى‏هایى كه دارد، آگاهى لازم ندارد و در درجه دوم، از هدف خلقت و نقشى كه در نظام هستى بر عهده اوست‏بى‏اطلاع است، در نتیجه، از تشخیص شیوه درست ارتباط با دیگران و برخورد با پیش‏آمدها نیز پاسخ به اصلى‏ترین پرسش‏هاى زندگى عاجز است. مجموعه این امور در نهایت، او را دچار سردرگمى در اغلب موضع‏گیرى‏ها مى‏كند. طبیعى است كه وقتى فرد خود را نشناخت و هدف از آفرینش جهان و انسان براى وى معلوم نگشت و با وظایفى كه در جامعه بر عهده دارد آشنا نشد، نمى‏تواند نقش مثبتى در زندگى ایفا كند. بروز چنین وضعى و تزلزل فكرى اعتقادى مهم‏ترین خطرى است كه سعادت انسان را در طول حیات مورد تهدید قرار مى‏دهد.

نشانه‏ها و پیامدهاى بحران هویت

همان‏گونه كه برخوردارى از هویت انسانى كامل، نشانه‏هاى مشخصى چون خودباورى، احساس ارزشمندى و توانایى حل مشكلات، موضع‏گیرى مناسب در برخورد با پیش‏آمدها و برخوردارى از اراده و استقلال لازم و... دارد، فقدان یا اختلال هویت نیز آثار و نشانه‏هایى دارد. روان‏شناس معروف «اریكسون‏» در این‏باره مى‏گوید: «فردى كه قادر به یافتن ارزش‏هاى مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژى خود نیست، ایده‏آل‏هایش به هم مى‏ریزد. چنین فردى كه از به هم فروپاشى هویت رنج مى‏برد، نه مى‏تواند ارزش‏هاى گذشته خود را ارزیابى كند و نه صاحب ارزش‏هایى مى‏شود كه به كمك آن‏ها بتواند آزادانه براى آینده برنامه‏ریزى نماید. (2)

گرچه تعبیر «اریكسون‏» در نوع خود بجاست اما براى روشن شدن اثرات و نشانه‏هاى بحران هویت‏به برخى نتایج آن اشاره مى‏گردد:

الف. بى‏برنامگى در زندگى

انسانى كه دچار بحران هویت‏شده است، نمى‏تواند براى زندگى خود طرح و برنامه منسجمى تهیه كند. چون چنین شخصى علاوه بر این‏كه از درك اهداف اصلى حیات خود ناتوان است، در ایجاد انسجام بین هدف‏ها و وظایف عادى زندگى نیز دچار حیرت و سردرگمى است.

ب. غفلت از فرصت‏ها

از جمله عوارض بحران هویت، بیهوده تلف كردن وقت و از دست دادن فرصت‏هاست. بروز اختلال در هویت موجب مى‏شود كه فرد از تشخیص صلاح كار و عوامل سعادت‏آفرین و تعالى‏بخش ناتوان گردد. در نتیجه، چنین فردى اغلب، اوقات خود را به بطالت مى‏گذراند. براى چنین فردى مهم نیست كه سرمایه اصلى زندگى را، كه عبارت از لحظات عمر است، چگونه از دست مى‏دهد.

ج. مسؤولیت گریزى

از آنجا كه احساس مسؤولیت‏با نوع نگرش انسان به جهان، انسان، خدا معنى پیدا مى‏كند، فرد از خود بیگانه نمى‏تواند جایگاه خود را در نظام هستى به صورت شایسته تشخیص دهد. در نتیجه از پذیرش مسؤولیت‏ها شانه خالى مى‏كند. روشن است كه كسى كه نتوانست پاسخى براى سؤالات اساسى زندگى خود پیدا مى‏كند، در حقیقت انگیزه‏اى هم براى پرداختن به وظیفه خویش در قبال خود و جهان و دیگران نخواهد داشت.

د. دل‏مشغولى‏هاى بى‏ارزش

از مظاهر روشن فقدان هویت، مشغول بودن به هدف‏هاى ناچیز و كارهاى بى‏ارزش است. فردى كه دچار خود فراموشى شده، هرگز نمى‏تواند در زندگى براى خود نقش مؤثرى پیدا كند. به همین دلیل ضمن احساس پوچى، اغلب اوقات خود را در كارهاى بیهوده صرف مى‏كند و چون این قبیل كارها، كم‏كم ارزش و اعتبار خود را در نزد شخص از دست مى‏دهد، فرد در نهایت دچار احساس بى‏ارزشى، یاس و بى‏معنایى مى‏شود. چه بسا در چنین مواقعى حتى دست‏به خودكشى نیز... خواهد زد.

ه. تقلید كوركورانه از دیگران

اغلب افرادى كه به بحران هویت دچارند، داراى شخصیت‏بسیار منفعلى هستند. چون از جهان‏بینى و نظام ارزشى ثابتى برخوردار نیستند، اعمال و رفتار و ارزش‏هاى خود را براساس دیدگاه‏هاى دیگران تنظیم مى‏كنند. روشن است در این حد اهمیت قائل شدن به داورى‏هاى معقول و غیرمعقول دیگران و احساس خود كم‏بینى زمینه‏اى براى نفوذ اندیشه‏ها و ارزش‏هاى غلط بیگانگان است و این امر گاهى آن چنان مؤثر واقع مى‏گردد كه فرد حتى كوچك‏ترین

واكنش در قبال دستورات و القائات غلط فرهنگى آنان را، نوعى ارتجاع تلقى كرده، پاى‏بندى به ارزش‏هاى خودى را خلاف اصول مدنیت و تمدن مى‏پندارند! بدین‏وسیله، بستر تسلط همه جانبه فكرى و اقتصادى و فرهنگى بیگانگان را بر سرنوشت‏خود و جامعه با دست‏خویش فراهم مى‏سازد.

عوامل بروز بحران هویت

همان‏گونه كه پیش از این بیان شد، فرد در فرایند دست‏یابى به هویت كامل انسانى، از عوامل گوناگونى چون خانواده، نهادهاى آموزش و پرورش، نظام سیاسى و فرهنگى و اجتماعى حاكم بر جامعه و رسانه‏ها و مطبوعات و تبلیغات بیگانگان و... متاثر مى‏گردد.

البته در این میان، دو عامل نخست‏بیش‏ترین تاثیر را دارند. بر این اساس، افرادى كه از نعمت والدین و خانواده‏هاى مناسبى برخوردارند و در نتیجه سرپرست‏هاى فهیمى دارند، ضمن حفظ تعادل روحى و روانى، زمینه رشد و تفكر و بینش آنان هماهنگ با سایر استعدادها مى‏گردد. چنین افرادى با توجه به توانمندى‏هایى كه قبل از این پیدا كرده‏اند، به راحتى مى‏توانند این بحران را پشت‏سر بگذارند و به تمام پرسش‏هاى مربوط به كسب هویت مستقل پاسخ صحیحى دهند. در نتیجه، از دچار شدن به تحیر و سردرگمى در پیش‏آمدهاى زندگى در امان باشند و اما اگر چنین مسؤولیتى به هر دلیلى در محیط خانواده به انجام نرسد، روشن است كه جوان تربیت‏یافته در چنین خانواده‏اى قادر نخواهد بود در فرایند هویت‏یابى به موفقیت لازمى دست‏یابد.

نهاد آموزش و پرورش و یا به عبارت دیگر، مجموعه نهادهاى فرهنگى جامعه پس از خانواده مؤثرترین عامل تاثیرگذار در تكوین هویت اشخاص محسوب مى‏شوند. اگر مجموعه آموزه‏هاى این بخش از جامعه با توجه به واقعیت‏هاى وجودى انسان و جهان تهیه شود و در انتقال آن به افراد نیز از مناسب‏ترین شیوه‏ها استفاده گردد، در مرحله جست‏وجوى هویت قشر جوان با كم‏ترین تلاش قادر خواهد بود جایگاه واقعى خود را در كل نظام هستى و در نتیجه در جامعه تشخیص دهد و به وظایف و مسؤولیت‏هایى كه برعهده دارد به نحو احسن عمل نماید و از عوارض آشفتگى هویت در امان بماند.

امروزه به لحاظ حاكمیت نظام استكبارى غرب در جوامع بشرى، از جمله مهم‏ترین عوامل اختلال در هویت افراد، تبلیغ فرهنگ اومانیستى غرب است. استكبار جهانى با در اختیار گرفتن دست‏آوردهاى علمى و تكنولوژیك از طریق به كاربردن پیچیده‏ترین شیوه‏هاى تبلیغى به ترویج اصول و ارزش‏هاى منحط خود مى‏پردازد كه اغلب با آموزه‏هاى فرهنگى و ارزش‏هاى دینى و ملى سایر جوامع در تعارض‏اند. از این‏رو این ارزش‏ها مانع از تكوین هویت واقعى افراد است و موجب از خود بیگانگى و غرب‏زدگى و پوچ‏گرایى و تمایل به هویت منفى غربى است. از جمله دست‏آوردهاى خطرناك آن، این‏كه اصولا هویت‏زدایى از جمله مهم‏ترین اهداف عوامل استكبار است و بدون چنین كارى، زمینه براى تسلط نظام ضدبشرى غرب در هیچ جامعه‏اى فراهم نمى‏گردد.

علاوه بر آنچه گذشت امورى چون ویژگى‏هاى شخصیتى هر فرد، نظام اجتماعى و اصول فرهنگى ملت‏ها، نوع اعتقادات و فرهنگ دینى جامعه، عملكرد رهبران، ویژگى‏هاى الگوهاى پذیرفته شده اجتماعى، میزان خودباورى و اعتماد به نفس افراد و نظام اخلاقى در رشد اندیشه‏ها و سلامت روانى افراد و چگونگى تكوین هویت آنان مؤثرند.

جوان و بحران هویت جهانى

به دنبال نهضت عصرنوزایى در نوع تفكر و جهان‏بینى بشر تحول بسیار عظیمى پدید آمد، زیرا بین جهان‏بینى و رفتارها رابطه نزدیكى وجود دارد.

توضیح آن‏كه وقتى در جریان عصرنوزایى مكتب اومانیسم به معناى انسان محورى، جاى مكاتب الهى و خدامحورى را گرفت و به اصطلاح، انسان در جایگاه خدا قرار گرفت و ملاك خوبى‏ها و بدى‏ها امیال و غرایز خود انسان رشد هویت الهى انسان جاى خود را به هویت ماده‏گرایى و لذت‏پرستانه داد. از این پس، به موازات تغییر در جهان‏بینى، انحطاط اخلاقى نیز شروع شد. در نتیجه مكاتب الحادى انسان‏مدار، لیبرالیسم و آزادى بى حد و مرز و به دنبال آن، نیهلیسم (پوچ‏گرایى) با هدف مذهب ستیزى پایه‏گذارى و حاكمیت پیدا كرد. و بدین سان، بشر غربى هویت اصیل انسانى خود را از دست داد و كم‏كم با اصالت پیدا كردن تكنیك و اقتصاد، انسان آن‏چنان گرفتار سیطره تكنولوژى شد كه خود نیز به ماشین تبدیل گردید.

امروزه در اثر پدید آمدن این بحران، زمینه همه فضیلت‏هاى اخلاقى و ارزش‏هاى معنوى، به ویژه در میان مردم جوامع غربى از بین رفته است و در اثر آن، به جاى صلح و امنیت، ناامنى و ظلم و تعدى سراسر جهان را فرا گرفته است، به گونه‏اى كه انسان‏ها به منظور اشباع هرچه بیش‏تر غرایز امیال حیوانى خود از هیچ‏گونه خیانت و ستم به یكدیگر روى‏گردان نیستند. تعجب‏آورتر آن كه، تمام این كارها را تحت عناوین زیبا و خوش رنگ و لعابى چون: دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم و... انجام مى‏دهند! این وضع، نتیجه طبیعى بروز اختلال هویت‏بشر عصر حاضر است كه به دلیل پشت پا زدن به ارزش‏هاى معنوى و اعتقادات اصیل دینى و ملاك‏هاى صحیح عقلى براى وى پیش آمده است. رهایى از این وضع جز از طریق رجوع به فطرت اولیه و بازیابى و بازشناسى حقیقت اصیل انسانى خویش میسر نیست و صد البته، علایم چنین بازگشتى كم و بیش در اقصى نقاط جهان، به ویژه در عهد تمدن غربى به چشم مى‏خورد. به عنوان مثال، اندیشمندان بزرگ معاصر وقتى بى‏هویتى انسان و از خود بیگانگى و حیرت و سرگشتگى او را در اثر سیطره تكنولوژى بى‏روح مشاهده كردند، درصدد برآمدند تا هویت مستقلى براى انسان سرگشته امروزى تدارك ببینند در این راستا، پیشنهادهایى هم مطرح كردند:

«انیشتین‏»، راه حل گریز از خلا روانى و فقدان خوشبختى، رفع ابهام و آشفتگى از هدف‏هاى زندگى انسان است;

«هانرى برگسن‏»، نیاز به منابع تازه اخلاقى و معنوى وتغییر روش اخلاقى را راه نجات از بى‏هویتى دانست;

«ماكس پلانك‏»، پیروزى خدانشناسى را عامل ویرانى فرهنگ و نابودى هرگونه امید به آینده معرفى كرد;

«آلبرت شوایتزر»، بر احیاى سنت‏هاى اخلاقى تاكید كرد و... (3)

و در این میان چون قرآن غفلت از خدا را عامل اصلى خودفراموشى و بحران هویت انسانى معرفى مى‏كند (4) در نتیجه، راه صحیح خودیابى را هم خداشناسى مى‏داند. اصولا محال است كه انسان بتواند حقیقت‏خود را جدا از علت و آفریننده خود درك كند. بنابراین، ایمان به خدا بهترین و در عین حال، صحیح‏ترین راه دستیابى به هویت واقعى است.

سید صادق سیدنژاد

1. روان‏شناسان بزرگ، ص 64

2. تضادهاى درونى ما، ص 134

3. سروش، شماره 1021، ص 71

4. سوره حشر آیه 19





نوع مطلب : تربیتی و روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




سلام،خوش آمدید
من ابوالفضل خوران ،کارشناس امورتربیتی هستم.
وبلاگم درباره مسائل مربوط به نوجوانان عزیز می باشد.
سعی كرده ام به مسائل،بیشتر بادیدعلمی نگاه كنم.
منتظر پیشنهادات وانتقاداتتون هستم.


Hello, Guest
.I'm Khoran.abolfazl and coach cultured and Holder Amvrtrbyty am a bachelor
.This blog is about teen issues
.I've tried the stuff, I look moreThe scientific view




مدیر وبلاگ : ابوالفضل خوران
نظرسنجی
به نظر شمامطالب این وبلاگ درچه سطحی است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین



ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان
p30java ابزاروبلاگ
ابزار وب
پرینت
داستان روزانه