صبر وشکیبایی اساس تربیت است.

25 نکته برای توقف احساس پوچی (نوجوانان عزیز حتما/لطفا بخوانند.)

تاریخ:سه شنبه 19 شهریور 1392-11:24 ق.ظ


امروزه با افرادی مواجهه می شویم که زندگی خود را پوچ و بی معنا می دانند. دلیل این احساس این است که علائق ما بیشتر شده و زندگی ما را راضی نمی کند.
برای جلوگیری از این احساس، 25 مورد زیر را مد نظر داشته باشید و به آنها عمل کنید:
1- محرک ها را بشناسید. کی و کجا این احساس به شما دست می دهد؟ آیا یک موقعیت خاص و یا یک فرد خاص، احساس پوچی شما را تحریک می کند؟ هر زمانی که آن محرک برای شما پیش آمد، آن را در ذهن خود ثبت کنید. از آن زمان به بعد، می توانید با توجه به نیازهایتان، تغییرات را بوجود آورید.
2- احساسات خود را بشناسید. چشمان خود را ببندید و راجع به بدترین زمانی که احساس پوچی داشتید، فکر کنید. به احساس خود چه رنگی می دهید و آن را به چه شکلی می بینید؟
3- به کسی بگویید. برخی اوقات وقتی راجع به احساسات خود با کسی صحبت می کنید، آن احساس یا کم می شود و یا از بین می رود. با کسی حرف بزنید که شما را می فهمد و با شما صادق است.
4- بیرون بروید. بسیاری از افراد وقت زیادی را صرف کار می کنند و وقت کافی برای لذت بردن از طبیعت ندارند. بیرون رفتن و چرخیدن در طبیعت، احساس خوبی برایتان بوجود می آورد.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پرواز

تاریخ:چهارشنبه 13 شهریور 1392-08:09 ب.ظ

پادشاهی دو شاهین كوچك به عنوان هدیه دریافت كرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شكار تربیت كند. یك ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت كه یكی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شكار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یكی افتاده و از همان روز اول كه آن را روی شاخه‌ای قرار داده تكان نخورده است.این موضوع كنجكاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشكان و مشاوران دربار، كاری كنند كه شاهین پرواز كند. اما هیچكدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام كنند كه هر كس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد كرد. صبح روز بعد پادشاه دید كه شاهین دوم نیز با چالاكی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان كشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست كه شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: 
«تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این كار را كردی؟ شاید جادوگر هستی؟»
كشاورز كه ترسیده بود گفت: «سرورم، كار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را كه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید كه بال دارد و شروع به پرواز كرد.»
گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان، نه زیر پای دیگران!)




نوع مطلب : داستان آموزنده 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین



ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان
p30java ابزاروبلاگ
ابزار وب
پرینت
داستان روزانه



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات